الشيخ أبو الفتوح الرازي
73
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
است از فاعل ، و التّقدير : حاملة له . در خبر است كه : عيسى - عليه السّلام - در راه با مادر سخن گفت و او را تسلَّى داد و گفت : ابشري يا امّاه فانّي عبد اللَّه و مسيحه ، بشارت باد اى مادر تو را كه من بندهء خدايم و مسيح اويم . چون مردم مريم را ديدند با كودك دلتنگ شدند و بگريستند ، چه او از خانهء ( 1 ) نبوّت بود و پدران او صالح بودند ، و او سخت نكو سيرت بود از او بديعتر آمد ايشان را آن حال ، گفتند : * ( يا مَرْيَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَيْئاً فَرِيًّا ) * ، كارى بديع ( 2 ) ، غريب ، شگفت آوردى . و گفتند : كارى منكر آوردى . و گفتند : فرىّ ، قبيح من الامر ( 3 ) ، و كسى را كه كارى عجب كند عجب ( 4 ) او را گويند ، انّه ليفرى الفرىّ ، و قال الرّاجز : قد اطعمتني دقلا حوليّا مسوّسا مدوّدا حجريّا قد كنت تفرين به الفريّا اى كنت تعظمينه ( 5 ) و تكثرين وصفه . * ( يا أُخْتَ هارُونَ ) * ، اى خواهر هارون ! در او چهار قول گفتند : قتاده و كعب و ابن زيد گفتند ، و مغيرة بن شعبه گفت ، از رسول - عليه السّلام - شنيدم كه : هارون مردى بود صالح در بنى اسرايل معروف به صلاح ، صالحان را با او نسبت كردندى . سدى گفت : نسبت او با هارون كردندى - برادر موسى ، براى آن كه او از نژاد ( 6 ) او بود ، چنان كه گويند : يا اخا ( 7 ) تميم و يا اخا فلان . بعضى دگر گفتند : مردى بود فاسق و معروف به فسق ، او را با او نسبت كردند از آن كه گمان بردند كه او خطايى كرده است ( 8 ) . ضحّاك گفت ( 9 ) : هارون برادرش بود از مادر و پدر ، و بنى اسرايل فرزندان ( 10 ) به نام پيغامبران بسيار نام نهادندى .
--> ( 1 ) . آب ، آز ، مش : خاندان . ( 2 ) . مش و . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها : فرى ، قبيح باشد من الافتراء . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها : عرب . ( 5 ) . اساس : تطعمينه ، به قياس با نسخهء آط ، و اتفاق نسخه بدلها ، تصحيح شد . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها : نجاد . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها بنى . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها : با او خطايى كردند . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها كه . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها را .